تو ماه بودی و بوسیدنت - تاریخ: 1405/6/25 ساعت: 12:40
زمین شناس حقیری تو را رصد می کرد به تو ستاره ی خوبم نگاه بد می کرد کنارت ای گل زیبا، شکسته شد کمرم کسی که محو تو می شد مرا لگد می کرد! تو ماه بودی و بوسیدنت، نمی دانی ... چه ساده داشت مرا هم بلند قد می کرد! بگو به ساحل چشمت که من نرفته چطور به سمت جاذبه ای تازه جزر و مد می کرد چه دیده ها که دلت را ب...
گاهی فقط سکوت سزای سبکسری ست - تاریخ: 1405/6/25 ساعت: 12:40
چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری ست جای گلایه نیست که این رسم دلبری ست هرکس گذشت از نظرت در دلت نشست تنها گناه آینه ها زودباوری ست مهرت به خلق بیشتر از جور بر من است سهم برابرِ همگان نابرابری ست دشنام یا دعای تو در حق من یکی ست ای آفتاب! هرچه کنی ذرّه پروری ست ساحل جواب سرزنش موج را نداد گاهی فقط سکوت...
من ترک عشق شاهد و ساغر نمی کنم... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:09
من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم صد بار توبه کردم و دیگر نمیکنم باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور با خاک کوی دوست برابر نمیکنم تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است گفتم کنایتی و مکرر نمیکنم هرگز نمیشود ز سر خود خبر مرا تا در میان میکده سر بر نمیکنم ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن محتاج جنگ نیست برادر نمیکن...
تو ماه بودی و بوسیدنت ... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:09
زمین شناس حقیری تو را رصد می کرد به تو ستاره ی خوبم نگاه بد می کرد کنارت ای گل زیبا، شکسته شد کمرم کسی که محو تو می شد مرا لگد می کرد! تو ماه بودی و بوسیدنت، نمی دانی ...
گاهی فقط سکوت سزای سبکسری ست... - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:09
چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری ستجای گلایه نیست که این رسم دلبری ست هرکس گذشت از نظرت در دلت نشستتنها گناه آینه ها زودباوری ستمهرت به خلق بیشتر از جور بر من استسهم برابرِ همگان نابرابری ست دشنام یا دعای تو در حق من یکی ستای آفتاب! هرچه کنی ذرّه پروری ست ساحل جواب سرزنش موج را ندادگاهی فقط سکوت سزای ...
آمدي؟!!..... - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 3:17
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
مرنجان دلم را.... - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 3:17
غمت در نهانخانه دل نشید به نازی که لیلی به محمل نشیند مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخاست مشکل نشیند
من ترک عشق شاهد و اسغر نمی کنم... - تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 3:17
من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم صد بار توبه کردم و دیگر نمیکنم باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور با خاک کوی دوست برابر نمیکنم تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است گفتم کنایتی و مکرر نمیکنم هرگز نمیشود ز سر خود خبر مرا تا در میان میکده سر بر نمیکنم ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن محتاج جنگ نیست برادر نمیکن...
تو تمنای من و جان من و یار منی - تاریخ: 1396/9/14 ساعت: 0:55
در سرم نیست دگر غیر تو رویای کسی قبلا هرگز نشدم این همه شیدای کسی آنچنان در همه جای دل من جا شده ای که به غیر از تو نباشد دل من جای کسی همه دنیای مرا برده نگاهت ؛ نکند بشوی خیره بلرزد دل و دنیای کسی من تماشاگر تصویر توام ماه منیر این چنین هیچ نبودم به تماشای کسی پای تو هستم و پا پس نکشم از دل تو نگذ...
لبت ... - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 1:16
لبت شکر به مستان داد و کامت می به میخواران منم کز غایت حرمان نه با آنم نه با اینم این بیت به ذهنم خطور کرد به یاد روزهایی که من و دل ساکن کویی بودیم ... یاد باد آن روزگاران..... و تو با چشمانت گ
تکیه گاه غمگین ترین لحظه های تنهایی دلم.... - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 1:16
ای تكیه گاه و پناه *** زیباترین لحظه های *** پرعصمت و پر شكوه *** تنهایی و خلوت من ای شط شیرین پرشوكت من *** ای با تو من گشته بسیار *** دركوچه های بزرگ نجابت *** درکوچه های فروبسته است
گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 1:16
گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود گاهی بساط عیش خودش جور می شود گاهی دگر، تهیه بدستور می شود گه جور می شود خود آن بی مقدمه
زیادم برده ای اما ..... - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 1:16
زیادم برده ای اما دلم گاهی برای یک نگاه مهربانت مست و بیمار است تاريخ : چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۶ | 12:31 | نویسنده : من و تو |
حضرت حافظ - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 1:16
حضرت حافظ مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد
عشق داند که در این دایره سرگردانند... - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 1:16
عشق داند که در این دایره سرگردانند... در نظربازی ما بیخبران حیرانند من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیس